کد مطلب: ۳۷۰۴۶۱ | تاريخ: ۱۴۰۳/۱۲/۳ | ساعت: ۱۹ : ۲۷
به گزارش جهانی پرس از روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، ماندانا تیشهیار نویسنده، مترجم و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ابتدای این نشست به اشغال جزیره خارک و تاریخ جزایر سهگانه تحت مالکیت ایران اشاره کرد.
تیشهیار همچنین به کتاب یک میراث استعماری و تلاش استعمار برای ایجاد اختلاف اشاره کرد و در ادامه یادآور شد: بعد انقلاب و از زمانی که امارات متحده عربی شکل گرفت تنشها خیلی کم شد تا اینکه رئیس جمهور امارات در سال 1374 خواست تا پرونده مالکیت جزایر و اختلافات به دادگاه لاهه ارجاع داده شود که این ادعا مورد پشتیبانی قرار گرفت و در آن زمان هاشمی رفسنجانی با سخنرانی در نماز جمعه نکاتی را مطرح کرد که باعث فروکش کردن بحران شد. در این میان ایران اعلام کرد که اختلافاتش با بریتانیا بوده و ربطی به شیوخ منطقه ندارد.
وی اظهار کرد: در تحرکات اخیر بیانیه شورای همکاری خلیج فارس دانشگاه علامه طباطبایی تصمیم گرفت برنامههایی مثل سفر استادان و دانشجویان به جزیره ابوموسی، همایش توسعه اجتماعی اقتصادی جزایر سه گانه و گفتگو با مسئولان جزیره را برگزار کند بنابراین ما پیگیر هستیم در توسعه اجتماعی این مناطق نقش موثری ایفا کنیم.
تقی آزاد ارمکی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در بخش دیگر این نشست یادآور شد: سه حوزه و فضا وجود دارد که کنش سیاسی و نگاه هویتی ما را تعیین میکند که منزلت دولت و حاکمیت و جامعه مدنی است. اگر رابطه این سه را به لحاظ تاریخی نگاه کنیم متوجه میشویم که ما در زمانهای که درگیر یک کنش قدرتمند اقتصادی میشویم رابطه حاکمیت و دولت و جامعه مدنی و دیگران یک صورت پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: در دوره صفویه که اوج آن در دوره شاه عباس کبیر بود، ابریشم موضوع مهم بازی اقتصادی منطقه و ایران محسوب میشد ضمن اینکه منسوجات و کمی طلا و جواهر و خشکبار و زعفران هم در تجارت مطرح بود. در آن برهه دولت مرکزی ایران و حکومت به شکل قدرتمند منبع درآمدش ابریشم بود و بعد همه اتفاقات سیاسی منطقهای با ابریشم صورتبندی میشد. شاه عباس همه ثروت و منفعتش از ابریشم بود و او سعی میکند موضوع سیاسی را هم با آن صورتبندی کند و در اینجا جابجایی نفوذ بیگانگان رقم میخورد. ابریشم برای ایرانیان در آن دوره تولید ثروت میکند و راه عرصه اقتصاد هم عوض میشود. اتفاقا در این دوره جامعه ایرانی غنی است و کالا در شمال تولید میشود و برای کشور ثروت میآورد.
آزاد ارمکی بیان کرد: وقتی حکومت مرکزی در ایران و جامعه مدنی قوی هستند خیلی مداخلهگری انجام نمیشود و در این دوره یعنی دوره صفویه ایران مهم میشود و تولید کالا، ثروت و هویت و تنظیم جامعه با دولت شکل میگیرد ولی در دوره قاجار وقتی حکومت مرکزی و جامعه مدنی ضعیف میشود، اقتصاد از دستور کار خارج میشود و حتی در دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه ما از غرب حسرت با خود به ایران آوردیم. در این دوره عنصر سوم یعنی دیگران نقش اساسی در کشور پیدا میکنند و هم آلمانیها و هم پرتغالیها و هم انگلیسیها دست به اشغال میزنند که ما بخش اعظمی از سرزمینمان را در حال از دست دادن بودیم. در دوره کشف نفت به عنوان عنصر مهم ثروتساز و هویتساز میبینیم که دولت ما صدایش بلندتر میشود بعد با پول و ثروت جامعه هم جان میگیرد و یک پسروی دیگران موضوعیت پیدا میکند.
نفت کالای ملی
وی افزود: هر دولتی که سرزمین حکومت و جامعه مدنی قدرتمند داشته باشد این پدیدهها حل میشود و کسی جرات نمیکند ادعای چیزی را کند که اشغال کرده است و مدعی بخش دیگری از ایران باشد.
آزاد ارمکی تاکید کرد: نفت به عنوان عنصر سرنوشتساز در زمان ضعف و اختلال در نظام بینالملل و جامعه مدنی اثرگذار نیست و تولیدکننده ثروت نیست و تصاحب شده و این برای من آزاردهنده است ولی من منتظر قوتگیری اجتماعی و سیاسی هستم چون صداها یک شبه خاموش خواهد شد و نیروهای مزاحم از حاشیه سرزمین رفع میشود.
وی افزود: ما از نفت خیلی بد استفاده کردهایم و نفت به عنوان یک پدیده زشت جلوه داده شده چون زشت سیرتان آن را تصاحب کردند و دولت متجاوز نفت را از بین میبرد.
در اینجا میخواهم به این نکته اشاره کنم که منشا و منبع فهم ما از جایگاه و اهمیت نفت است و ما بخاطر ایدئولوژی خطرناک نفت را نابود کردیم و اجازه دادیم به صاحبان نفت اجازه دادیم تا آن را مجانی آن را ببرند پس پیشنهاد اول من این است که نفت را اینقدر پدیده نفرین شده قلمداد نکنیم و مردان ملی باید از نفت به عنوان کالای ناب و پدیده ملی حمایت و دفاع کنند. نکته دوم این است که ایران را بر اساس استانها تعریف نکردیم بلکه بر اساس دو فضای حوزههای فرهنگی و دیگری شمال و جنوب و شرق و غرب تعریف کردیم.
ما نسبت به جنوب همیشه دغدغهمند بودیم و اضطراب داشتیم. منازعات ما در جنوب اتفاق افتاده و سوال این است که چطور همسایه جنوبی مهمتر از همسایههای شرقیمان هستند. در حالیکه اگر توجه به کشور شرقی میکردیم بهتر بود ولی ما آن را مرکز تجاوز اعلام کردیم. عنصر مهم هویتی ما از نوع تعریف اینگونه است که ایران جنوب، به اندازه ایران شمالمان مهم است بنابراین باید بیش از آنچه گفتهایم به اینکه چقدر این عنصر در توضیح ایران امروز و فردا مهم است، توجه کنیم.
با بیان اینکه هویت ایرانی هویتی است که با جنوبش معنا پیدا میکند ولی این به معنای همه ایران در جنوب بودن نیست، اظهار کرد: مسئله ما استان نیست و وقتی از جنوب و شرق و غرب میگوییم جنوب فراتر از بخش جغرافیایی خط کشیده و مولفههای بیرونی است. نکته سوم این است که باید بخش به حاشیه رفته جایی برای حضور شود. مناطق ما باید قابل زیست باشد تا تفریح را ممکن و تولید ثروت کند.
مهدی افشارنیک روزنامهنگار و مستندساز سخن خود را با چند سوال مبنی بر اینکه وقتی صحبت از امنیت یا تمامیت ارزی در جزایر میشود از چه میخواهید دفاع کنید؟ از خاک یا زیست مردم؟ آغاز کرد و یادآور شد: در جزایر اصلا زندگی وجود ندارد و اگر دنبال ایران هستید که انتهای عمان و هند هم ایران است و تا سوریه ایران است.
وی از محدودیتها در سفر به جزایری چون خارک گفت و سپس بیسکنه بودن این جزایر پرداخت.
ضرورت زندگی در جنوب
افشارنیک اظهار کرد: در ۱۱۰ سال گذشته نفت مهمترین صنعت ایران است که مدرنیته، دانش و ثروت آورد. همچنین تنها صنعتی که قابلیت رقابت جهانی دارد نفت است. احمد محمود در آثارش به عنوان مهمترین رماننویس ما در جنوب، چیزهای از سرقت نفت میبیند و این پس زمینه که نفت در حال غارت است بوجود آمد. اصل اقتصاد ایران نفت است و پا به پای مشروطه ایران را مدرنیته کرد اما سوال این است که اندازه مشروطه به نفت بها داده شد؟
وی همچنین با انتقاد به مدیریت نفت عنوان کرد: مسئله ما در دفاع از تمامیت ارزی این است که باید در جنوب زندگی برپا کنید که این امر هم منهای نفت ممکن نیست. نفت به گونهای مدیریت شده که هیچ کس را به عنوان سرمایهگذار قبول نمیکنید و هیچ بخشی از بازار با نفت در اقتصاد شریک نیست پس همه چیز بر دوش دولت میافتد و از سویی دیگر حاکمیت نفت اجازه نمیدهد با صنعت بجوشد. این در حالی است که بخش خصوصی است که میتواند در جزایر ما امنیت ایجاد کند.
این نویسنده و روزنامهنگار با بیان اینکه نفت از فرهنگ دور شده است گفت: در گذشته مهمترین آثار ایران با حمایت انتشارات نفت شکل گرفت و شرکت نفت حامی فرهنگ جامعه بود و با فرهنگ جامعه تلفیق داشت اما وقتی چنین فرهنگی نباشد جایش نفرت خواهد آمد و تا نفرت برکنار نشود توسعه شکل نمیگیرد.
در بخش پایانی این نشست نقشه کشف شده در سال ۱۳۵۴ که نقشه راهنمای خطوط دریایی منطقه اقیانوس هند و اطراف آن است، رونمایی شد و سپس تفاهمنامه همکاری فرهنگی بین انتشارات وزارت نفت و نشر چاپخش به امضا رسید.