به گزارش جهانی پرس- سولماز رحیمی- اربعین، تنها یک پیاده‌روی طولانی و یک مسیر چندروزه از مبدأیی به مقصدی مشخص نیست؛ اربعین یک قرار عاشقانه، یک تجدید عهد و یک مدرسه بزرگ انسان‌سازی است. میلیون‌ها انسان از نقاط مختلف جهان قدم در مسیری می‌گذارند که هر قدم آن می‌تواند یادآور یک پیام بزرگ تاریخی باشد؛ پیامی که از کربلا آغاز شد و با گذشت قرن‌ها همچنان زنده مانده است. اربعین یعنی دوباره به کربلا فکر کنیم؛ دوباره از خودمان بپرسیم چرا امام حسین(ع) قیام کرد و چرا یارانش در آن سرزمین ماندند و جان خود را فدای حقیقت کردند؟ اگر اربعین را فقط در تعداد زائران، مسافت پیموده‌شده، موکب‌ها، نذری‌ها و شور و حال مسیر خلاصه کنیم، شاید بخش مهمی از حقیقت اربعین را ندیده باشیم. این جلوه‌ها زیبا و ارزشمندند، اما اربعین زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان پس از بازگشت از مسیر کربلا، بخشی از پیام کربلا را با خود به خانه و جامعه ببرد. اربعین؛ ادامه راه عاشورا عاشورا یک واقعه تاریخی نیست که در یک روز اتفاق افتاده و تمام شده باشد. عاشورا یک مکتب است؛ مکتبی که با ایستادگی امام حسین(ع)، وفاداری یاران، صبر خانواده اهل‌بیت(ع) و رسالت حضرت زینب کبری(س) ادامه پیدا کرد. اگر عاشورا فقط در میدان کربلا باقی می‌ماند، شاید امروز چیزی جز یک خاطره تاریخی از آن باقی نمانده بود. اما حضرت زینب(س) اجازه نداد پیام عاشورا در میان غبار زمان گم شود. پس از شهادت امام حسین(ع)، مسئولیت بزرگی بر دوش بازماندگان قرار گرفت؛ مسئولیت روایت حقیقت. حضرت زینب(س) در شرایطی که سخت‌ترین مصیبت‌ها را دیده بود، نه‌تنها تسلیم نشد، بلکه با شجاعت و بصیرت، پیام کربلا را به جامعه رساند. از همین منظر، اربعین را می‌توان امتداد همان رسالتی دانست که حضرت زینب(س) بر دوش گرفت. اگر عاشق حسین(ع) هستیم، پیام حسین(ع) را هم بشناسیم محبت به امام حسین(ع) فقط اشک ریختن و سینه‌زنی نیست؛ هرچند اشک بر مصیبت سیدالشهدا(ع) سرمایه‌ای ارزشمند و نشانه‌ای از محبت است. اما محبت حقیقی، انسان را به شناخت، عمل و تغییر می‌رساند. اگر امام حسین(ع) برای مقابله با ظلم قیام کرد، باید از خود بپرسیم سهم ما در مقابله با ظلم و بی‌عدالتی چیست؟ اگر امام حسین(ع) برای احیای دین و اصلاح جامعه ایستاد، باید ببینیم ما برای اصلاح خود و جامعه چه می‌کنیم؟ اگر اصحاب امام حسین(ع) در سخت‌ترین شرایط وفاداری کردند، ما در زندگی روزمره چقدر پای عهد و ارزش‌های خود می‌ایستیم؟ و اگر حضرت زینب(س) پس از عاشورا پرچم روایت حقیقت را به دست گرفت، ما امروز برای انتقال پیام عاشورا به نسل آینده چه وظیفه‌ای داریم؟ این پرسش‌هاست که اربعین را از یک مراسم به یک مکتب تربیتی و اجتماعی تبدیل می‌کند. زینب(س)؛ روایتگر کربلا در میان همه پیام‌های عاشورا، نقش حضرت زینب کبری(س) جایگاهی ویژه دارد. ایشان فقط خواهر امام حسین(ع) نبود؛ بلکه یکی از مهم‌ترین راویان و پاسداران پیام عاشورا بود. حضرت زینب(س) نشان داد که زنان در نهضت عاشورا تنها تماشاگر حوادث نبودند. آنان در حفظ پیام قیام، تربیت نسل، پاسداری از خانواده و انتقال حقیقت نقش اساسی داشتند. اگر امام حسین(ع) با شهادت خود حقیقت را تثبیت کرد، حضرت زینب(س) با صبر، شجاعت، عفاف، بصیرت و روشنگری اجازه نداد این حقیقت تحریف شود. از همین منظر، وقتی از «ادامه راه حضرت زینب(س)» سخن می‌گوییم، منظور فقط حضور در یک مراسم یا تکرار یک شعار نیست؛ بلکه یعنی تلاش کنیم در زندگی خودمان نیز زینبی باشیم؛ یعنی در برابر سختی‌ها صبور، در برابر تحریف‌ها هوشیار، در برابر ظلم شجاع و در برابر ارزش‌ها ثابت‌قدم باشیم. حجاب؛ یکی از جلوه‌های عفاف زینبی در روایت عاشورا، حضرت زینب(س) تصویری ماندگار از عفاف، کرامت و شخصیت زن مسلمان به نمایش گذاشت. بنابراین طبیعی است که حجاب و عفاف را نیز به عنوان یکی از جلوه‌های مهم فرهنگ زینبی مورد توجه قرار دهیم. البته حجاب را نباید تنها به یک پوشش ظاهری تقلیل داد. حجاب، در نگاه فرهنگی و دینی، بخشی از یک منظومه بزرگ‌تر به نام عفاف است؛ منظومه‌ای که رفتار، نگاه، گفتار، پوشش و روابط اجتماعی انسان را دربرمی‌گیرد. از سوی دیگر، اگر قرار است درباره حجاب سخن بگوییم، نباید این موضوع را فقط متوجه زنان کنیم. همان‌طور که زنان به رعایت حیا و عفاف دعوت شده‌اند، مردان نیز در فرهنگ اسلامی مسئولیت دارند؛ از جمله در کنترل نگاه، رعایت حدود اخلاقی و احترام به کرامت زنان. قرآن کریم نیز در سوره نور، پیش از آنکه زنان را به حفظ نگاه و پوشش دعوت کند، مردان مؤمن را مورد خطاب قرار می‌دهد و آنان را به فروگرفتن نگاه و حفظ پاکدامنی فرامی‌خواند. بنابراین، عفاف یک مسئولیت مشترک میان زن و مرد است. اگر بخواهیم از حضرت زینب(س) برای نسل امروز سخن بگوییم، نباید تنها به ظاهر ماجرا بسنده کنیم. باید از زینب(س) برای دخترانمان از کرامت، عزت، حیا، شجاعت و آگاهی سخن بگوییم و برای پسرانمان نیز از مسئولیت، کنترل نگاه، احترام به زنان و مردانگی همراه با اخلاق و تقوا. اربعین؛ فرصتی برای بازگشت به خود شاید یکی از زیباترین فرصت‌های اربعین این باشد که انسان در میان آن همه جمعیت، برای لحظاتی با خودش خلوت کند. در طول مسیر، آدم‌های مختلفی را می‌بینیم؛ پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال، ایرانی و عراقی و زائرانی از کشورهای مختلف. همه با یک نام گرد هم آمده‌اند: حسین(ع). این اجتماع بزرگ می‌تواند یک سؤال مهم را پیش روی ما قرار دهد: من بعد از اربعین چه تغییری خواهم کرد؟ آیا فقط چند عکس و خاطره با خودم به خانه می‌برم یا قرار است چیزی از روح کربلا را نیز در زندگی‌ام جاری کنم؟ آیا بعد از بازگشت، نماز و اخلاقم بهتر خواهد شد؟ آیا نسبت به خانواده، همسایه، همکار و جامعه مسئولانه‌تر رفتار خواهم کرد؟ آیا دروغ، غیبت، بی‌احترامی، ظلم، بی‌انصافی و حق‌الناس را جدی‌تر خواهم گرفت؟ آیا در سبک زندگی‌ام نشانی از مکتب حسین(ع) دیده خواهد شد؟ این‌هاست که می‌تواند اربعین را به نقطه آغاز یک تحول واقعی تبدیل کند. از مسیر کربلا تا مسیر زندگی ممکن است انسان ده‌ها کیلومتر پیاده‌روی کند، اما هنوز در مسیر واقعی کربلا قرار نگرفته باشد. مسیر کربلا فقط جاده نجف تا کربلا نیست؛ مسیر کربلا از قلب انسان آغاز می‌شود. وقتی در برابر وسوسه‌ها مقاومت می‌کنیم، قدمی به سوی کربلا برداشته‌ایم. وقتی حق کسی را رعایت می‌کنیم، قدمی دیگر برداشته‌ایم. وقتی در برابر ظلم بی‌تفاوت نمی‌مانیم، قدم دیگری برداشته‌ایم. وقتی به پدر و مادر احترام می‌گذاریم، به خانواده محبت می‌کنیم و دست نیازمندی را می‌گیریم، در حقیقت بخشی از فرهنگ حسینی را زندگی کرده‌ایم. و زمانی که زن و مرد، هر دو، برای حفظ کرامت خود و جامعه تلاش می‌کنند، عفاف و حیا را جدی می‌گیرند و حرمت یکدیگر را پاس می‌دارند، می‌توان گفت بخشی از پیام عاشورا در زندگی اجتماعی ما جاری شده است. اربعین؛ عهدی برای ادامه دادن اربعین در حقیقت فرصتی است برای تجدید عهد با امام حسین(ع). عهد کنیم که فقط عزادار حسین(ع) نباشیم؛ پیرو راه حسین(ع) نیز باشیم. عهد کنیم که فقط نام حسین(ع) را بر زبان نیاوریم؛ اخلاق حسینی را نیز در زندگی تمرین کنیم. عهد کنیم که فقط برای مظلومیت اهل‌بیت(ع) اشک نریزیم؛ بلکه در برابر مظلومیت انسان‌ها نیز بی‌تفاوت نباشیم. عهد کنیم که فرهنگ زینبی را نیز بشناسیم؛ فرهنگی که در آن عفاف در کنار شجاعت، حیا در کنار بصیرت و ایمان در کنار مسئولیت اجتماعی معنا پیدا می‌کند. و شاید زیباترین معنای اربعین همین باشد: اربعین پایان راه نیست؛ آغاز یک عهد دوباره است. عهدی با امامی که برای آزادگی، عدالت و احیای ارزش‌های الهی قیام کرد؛ و عهدی با حضرت زینبی که پس از عاشورا ایستاد تا حقیقت فراموش نشود. پس اگر عاشق حسین(ع) هستیم، بیاییم پیام حسین(ع) را نیز زنده نگه داریم؛ اگر از زینب(س) سخن می‌گوییم، صبر، عفاف، شجاعت و بصیرت او را نیز در زندگی خود جاری کنیم؛ و اگر در مسیر اربعین قدم می‌گذاریم، تلاش کنیم پس از بازگشت، در مسیر زندگی نیز قدم‌های زینبی و حسینی برداریم. چرا که کربلا هنوز زنده است؛ و اربعین، هر سال فرصتی است تا از خودمان بپرسیم: ما در ادامه این راه، کجای ایستاده‌ایم؟