به گزارش جهانی پرس، جعفر زارعی، تاریخ، گاه در هیاهوی قدرت‌ها گم می‌شود و گاه در سکوت قدم‌های عاشقانی که بر خاک داغ، جاودانگی را معنا می‌کنند، دوباره متولد می‌شود. اربعین از جنس همین تولد است؛ طلوعی که هر سال از افق کربلا سر برمی‌آورد و چون رودی بی‌انتها، در شریان‌های جهان اسلام جاری می‌شود. اینجا، زمین دیگر تنها خاک نیست؛ هر وجب آن، سطری از کتاب سرخ شهادت است و هر قدم، واژه‌ای از قصیده بلند آزادگی. کربلا، جغرافیا نیست؛ قبله تاریخ است. قبله‌ای که عقربه دل‌های آزاده را، فارغ از مرز و زبان و قومیت، به سوی خود می‌کشاند. گویی زمین، هر سال در اربعین، حافظه خویش را ورق می‌زند تا فراموش نکند روزی خورشید، بر نیزه طلوع کرد و خون، به جای آنکه بر خاک بریزد، در رگ‌های زمان جاری شد. اربعین، راه رفتن نیست؛ تفسیر انسان است. میلیون‌ها انسان، بی‌آنکه یکدیگر را بشناسند، در یک زبان مشترک سخن می‌گویند؛ زبان اشک، عشق و ایمان. این اجتماع عظیم، تصویر باشکوه امتی است که قلب‌هایش با یک تپش می‌نوازد؛ تپشی که از ظهر عاشورا آغاز شد و هنوز در سینه تاریخ شنیده می‌شود. اگر عاشورا، قله سرخ حقیقت است، اربعین دامنه‌ای است که همه آزادگان جهان را به آن قله پیوند می‌دهد. این راه، با پا پیموده نمی‌شود؛ با دل طی می‌شود. هر زائر، گویی تکه‌ای از جان خویش را بر جاده نجف تا کربلا می‌گذارد و در بازگشت، قلبی تازه با خود می‌برد؛ قلبی که دیگر در آن، ترس جایی ندارد، زیرا از مدرسه حسین(ع)، شجاعت را آموخته است. فرهنگ مقاومت، فرزند عاشوراست. از همان لحظه‌ای که خون حسین(ع) بر ریگ‌های تفتیده کربلا نشست، بذر درختی کاشته شد که ریشه‌هایش در اعماق ایمان فرو رفت و شاخه‌هایش تا امروز، بر آسمان آزادگی سایه افکنده است. هر شهیدی که در راه دفاع از وطن، دین و کرامت انسان جان خویش را نثار کرد، برگ تازه‌ای بر این درخت رویاند؛ درختی که با خون آبیاری می‌شود اما هرگز خزان را به چشم نمی‌بیند. خانواده‌های معظم شاهد و ایثارگر، نگهبانان خاموش این باغ همیشه‌سبزند. آنان شبیه کوه‌هایی‌اند که سال‌هاست طوفان داغ را بر دوش کشیده‌اند، اما قامتشان خم نشده است. مادران شهدا، چشمه‌هایی هستند که اشک را به صبر بدل کردند؛ پدران شهدا، سروهایی که ریشه در خاک دارند اما سر در آسمان عزت؛ همسران و فرزندان ایثارگران، چراغ‌هایی که در تاریک‌ترین شب‌ها نیز اجازه ندادند خانه امید خاموش شود. آنان وارثان اندوه نیستند؛ امانت‌داران شکوه‌اند. چه کسی می‌تواند وزن صبری را اندازه بگیرد که در سکوت یک مادر شهید نهفته است؟ کدام قلم، توان روایت شب‌هایی را دارد که قاب عکس یک شهید، همدم تنهایی یک پدر شده است؟ این خانه‌ها، موزه غم نیستند؛ دانشگاه ایمان‌اند. هر دیوارشان، حدیث ایستادگی است و هر قاب عکس، آینه‌ای که آینده را به گذشته پیوند می‌زند. در روزگار ما نیز، ستارگان آسمان مقاومت، یکی پس از دیگری بر خاک افتادند تا آسمان خاموش نشود. رهبران شهید مقاومت، شهاب‌هایی نبودند که لحظه‌ای بدرخشند و خاموش شوند؛ آنان خورشیدهایی بودند که پس از غروب، هزاران سپیده از خود به یادگار گذاشتند. شهادت، پایان راه آنان نبود؛ شکفتن دوباره اندیشه‌ای بود که مرگ را شکست و زندگی را از نو معنا کرد. دشمن، همواره گمان کرده است که با ریختن خون، می‌تواند ریشه حقیقت را بخشکاند؛ غافل از آنکه خون شهید، آب حیات درخت ایمان است. کربلا گواه این حقیقت است؛ هرچه نیزه‌ها بلندتر شدند، پرچم حقیقت برافراشته‌تر شد و هرچه شمشیرها تیزتر شدند، ریشه‌های مقاومت عمیق‌تر در جان تاریخ فرو رفت. امروز، اربعین بزرگ‌ترین رسانه جهان اسلام است؛ رسانه‌ای که نه استودیو دارد، نه فرستنده و نه برج‌های مخابراتی، اما پیامش مرزها را درمی‌نوردد و دل‌ها را تسخیر می‌کند. دوربین این رسانه، نگاه میلیون‌ها زائر است؛ قلم آن، قدم‌های خسته عاشقان و تیتر نخستش، نام حسین(ع). در این رسانه، حقیقت سانسور نمی‌شود؛ زیرا نویسنده آن، خون شهیدان است. جهان بیش از همیشه تشنه صدای حقیقت است و اربعین، زلال‌ترین روایت این حقیقت است. تا زمانی که این سیل خروشان عشق در جاده‌های کربلا جاری است، تا زمانی که مادران شهدا، استوارتر از کوه بر عهد خویش ایستاده‌اند و تا زمانی که نام رهبران شهید مقاومت بر زبان آزادگان جهان جاری است، خورشید عاشورا هرگز غروب نخواهد کرد. اربعین، پایان یک سوگواری نیست؛ آغاز دوباره تاریخ است. تاریخی که با خون نوشته شد، با اشک روایت شد و با گام‌های عاشقان، تا همیشه ادامه خواهد یافت.