به گزارش جهانی پرس، ماجرای کتاب در کتابخانه عمومی بوستون  آغاز می‌شود؛ جایی که چهار غریبه در آرامشی مطلق مشغول مطالعه‌اند، تا آن‌که صدای جیغی ناگهانی این سکوت را می‌شکند. اندکی بعد مشخص می‌شود زنی در همان نزدیکی به قتل رسیده است. از همین لحظه، فضا از امنیت و آرامش به دنیایی از شک و اضطراب تبدیل می‌شود. راوی که خود نویسنده‌ای جوان است، از این حادثه به‌عنوان الهام برای نوشتن داستانش استفاده می‌کند، اما به تدریج مرز میان «واقعیت» و «داستانی که در حال نوشتن است» از هم می‌گسلد و مخاطب درمی‌یابد که او نیز بخشی از معمایی پیچیده‌تر است. سولاری جنتیل در این رمان از ساختار روایت در روایت  بهره می‌گیرد؛ به این معنا که داستان اصلی در دل متنی دیگر شکل می‌گیرد و همین امر باعث می‌شود خواننده در هر لحظه درباره‌ی راوی و میزان صداقت او دچار تردید شود. نویسنده با ظرافت، مرز خیال و واقعیت را به بازی می‌گیرد و از خلال آن، پرسش‌هایی عمیق درباره‌ی حقیقت، دروغ و قدرت تخیل در ذهن انسان طرح می‌کند. زبان اثر ساده و در عین حال پرکشش است. توصیف فضاهای درونی و روابط میان شخصیت‌ها، بدون تکیه بر خشونت یا صحنه‌های بیرونی، فضایی پرتنش و رازآلود می‌سازد. جنتیل در « زنی   در   کتابخانه »  به جای تمرکز بر «قاتل و مقتول»، توجه خود را بر ذهن و انگیزه‌های انسانی  متمرکز کرده است. این رمان برای خوانندگانی که از آثار معمایی فکری، ساختارهای روایی غیرخطی و کشف حقیقت در دل خیال لذت می‌برند، اثری خواندنی و تأمل‌برانگیز است؛ کتابی که نشان می‌دهد حتی در سکوت یک کتابخانه، می‌توان به پیچیده‌ترین رازهای انسانی رسید.