در درون جامعه مردسالاری ما ، زنان مادری داریم که در چارچوب محدودکننده نقش‌های جنسی و احساس عمیق حقارت زنان قرار گرفته اند ، حقیقت این است که مادران ما و مادران مادران ما در سرنوشت شان اسیر بودند ، و متحمل دردها و رنجهای فراوان روحی و جسمی شدند . دخترانی که در کودکی به اجبار نقش مادری داشتند .به عنوان مثال من دختر دیروز و مادر امروز، در بحبوحه جنگ خاله بازی و عروسک بازی نکردم و هم اکنون وظیفه باز کردن و شفا دادن زخم‌های زنانه ام به هیچ کس سپرده نشده است.!!! در جامعه امروزی زن قهرمان دنبال الگوهایی می‌گردد تا بتوانند گام‌ها و مراحل این مسیر را به او نشان دهند. می توان گفت بیشتر زنان با شبیه مردان شدن یا با محبوب مردان شدن در پی اقتدار می‌روند؛ اما این امر می‌تواند بسیار زیان‌بار باشد، زیرا اگر زنی بیاندیشد که خارج از آینه توجه مردان یا تعریف شدن از سوی مردان وجود خارجی ندارد، صدمه می‌بیند و این احتمال وجود دارد که شکاف بین زنان و مردان ریشه در حقوق مالکیت و تولیدمثل داشته باشد، اما این شکاف به واسطه برخی قوانین موجود در جامعه اسلامی ما تعمیق و تقویت شده است‌ و باعث فاصله و شکاف بین اکثریت زنان و دختران کشورمان با حکومت اسلامی گردیده است . زن شاغلی که همزمان در خانه و محل کار چند برابر یک مرد مسئولیت دارد ، پا به پاي و گاهاً فراتر از مردان مشغول کار و پيشرفت هاي شغلي و اقتصادي هست ، به نظر مي رسد در نقش مرد خانواده غرق شده و صدمات جسمی و روحی فراوانی را متحمل می شود و تبعیض های آشکار جنسیتی و نابرابری حقوق خود نسبت به مرد را می بیند و بر نمی تابد . زن سالم جزو زيبايي ها ، مسبب آرامش و منبع انرژی خانواده و جامعه محسوب مي شود که اگر از اين منبع انرژي درست استفاده نگردد، مانند وزنه برداريست که وزنه را به خوبي حفظ کرده و ناگهان با تلنگري مثل نشستن يک حشره بر روي يک طرف وزنه، از تعادل خارج مي شود و بر زمين مي افتد. لذا مسئولان باید با وضع قوانین اسلامی به زن ایرانی مسلمان ارج بنهند و در عمل اعلام کنند همه ما زن و مرد اساساً یکی هستیم. همه ما یکسان هستیم. این امر ما را قادر می‌سازد تا بجای اینکه از تنوع و چندگانگی احساس تهدید کنیم، آن را درک نماییم و هویت اصلی زن مسلمان را که دستخوش آسیب های جدی و بیشمار گردیده است برگردانیم. تغییر نگرش و باورها، آموزش صحیح، نگاه عادلانه، دوری از تنگ نظری ها، باورپذیری برای کم کردن فشار ها بر روی زن ، ضامن سلامتی یک جامعه است که تحقق آن، حمایت دستگاه‌ها و سازمان‌های مربوطه را می طلبد. نگاهی به تاریخ کشور نشان می‌دهد که هنوز در دیدگاه و عمق فکر سیاستگذارن جامعه ما ، اهمیت زن سالم ضامن جامعه سالم شکل نگرفته و همین امر باعث می‌شود که بخش‌های دیگر مانند مباحث تفریحی، فرهنگی و اجتماعی در مقایسه با سلامت جسمانی و روانی دختران و زنان ما بیشتر در اولویت باشد. سلامت زنان يك رابطه تنگاتنگ با سلامت رواني، اجتماعي و جسماني جامعه دارد زيرا يك مادر و همسر سالم مي تواند خانواده اي متعادل و سالم را تحويل جامعه دهد. در سال هاي اخير بيماري هاي شایع بین زنان رشد چشمگیری داشته و از آنجا كه بسياري از زنان علاوه بر مسووليت خانه داري و تربيت فرزند، شاغل نيز هستند به دليل فشار مضاعف، بيش از مردان در معرض اين بيماري ها قرار دارند. پيشرفت جوامع و ماشيني شدن زندگي، موجب توسعه بيماري هاي غيرواگير مانند انواع سرطان،بیماریهای قلبي - عروقي و سكته هاي مغزي شده كه در اين ميان زنان در مقايسه با مردان، بيشتر در معرض اين بيماري ها قرار دارند. تغيير شيوه هاي زندگي، موجب تغيير در الگوي مصرف، كاهش فعاليت هاي جسماني و ورزش در ميان افراد جامعه به ويژه زنان شده است و اين مساله سلامت آنان را به عنوان يكي از اركان مهم خانواده در معرض خطر جدي قرار داده است. لذا می توان درحوزه سلامت جسمی با تدوين برنامه اي مناسب براي پيشگيري از بيماري هاي غير واگير و خاص زنان با آموزش های مختلف جهت ارتقاي سلامت و بهداشت جامعه و در حوزه سلامت روانی با تدوین قوانین صحیح در راستای حقوق پایمال شده زنان و برابری جنسیتی گام های موثری برداشت . نویسنده مقاله : دکتر سکینه باغ بهشتی پژوهشگر و فعال حوزه سلامت