به گزارش جهانی پرس، آزادگی همیشه پشت میله‌های زندان آغاز نمی‌شود؛ گاهی درست از همان‌جایی آغاز می‌شود که انسان را می‌خواهند بشکنند. سالروز ورود آزادگان به میهن، فقط یادآور بازگشت چند هزار انسان از اردوگاه‌های اسارت نیست؛ یادآور روزی است که ایران، بخشی از غیرت و صبوری خویش را دوباره در آغوش گرفت. مردانی بازگشتند که سال‌ها از خانه، خانواده، وطن و عزیزانشان دور مانده بودند؛ اما فاصله، نتوانست میان آنان و آرمانشان دیوار بکشد. اسارت برای آنان پایان راه نبود؛ میدان دیگری برای ایستادگی بود. دشمن می‌خواست با شکنجه، تحقیر، گرسنگی و سال‌های طولانی دوری از وطن، اراده‌شان را در هم بشکند؛ اما آزادگان نشان دادند که انسان را می‌توان در اتاقی محبوس کرد، پشت سیم‌های خاردار نگه داشت و حتی جسمش را به زنجیر کشید، اما اگر ایمان و غیرت در جان او زنده باشد، نمی‌توان روحش را به اسارت گرفت. آزادگان، روایت زنده صبوری بودند؛ صبری نه از جنس سکوت و تسلیم، بلکه صبری که در عمق آن، ایستادگی موج می‌زد. آنان سال‌ها چشم به دری دوختند که شاید یک روز گشوده شود؛ سال‌ها با خاطره مادر، پدر، همسر و فرزند زندگی کردند و هر صبح، امید بازگشت را از میان تاریکی اردوگاه‌ها بیرون کشیدند. اما در میان این روایت باشکوه، صفحه‌ای هست که نباید هرگز در حاشیه بماند؛ شهدای غریب در اسارت. مردانی که بازگشتند، تنها شاهدان اسارت نبودند؛ بعضی‌ها در همان تاریکی ماندند و مظلومانه به شهادت رسیدند. آنان در سرزمینی دور از خانه، بی‌آنکه خانواده‌ای کنار بسترشان باشد و بی‌آنکه پرچم میهن بر پیکرشان سایه بیفکند، جان دادند. شهادتشان غریبانه بود؛ اما غربت، چیزی از بزرگی آنان کم نکرد. شهدای غریب در اسارت، مظلومیتِ خاموش سال‌های جنگ‌اند؛ قهرمانانی که شاید نامشان کمتر شنیده شده باشد، اما بخشی از تاریخ مقاومت این سرزمین با نفس‌های آخر آنان نوشته شده است. آنان نشان دادند که حتی وقتی همه راه‌های فریاد بسته می‌شود، می‌توان با پایداری شهادت داد که انسان هنوز آزاد است. امروز، وقتی از آزادگان سخن می‌گوییم، باید از آنان که بازگشتند و آنان که هرگز بازنگشتند، در کنار هم یاد کنیم؛ از آزادگانی که با قامتی استوار از مرزهای میهن گذشتند و از شهدایی که مرزهای اسارت را با شهادت پشت سر گذاشتند. آزادگان به ما آموختند که غیرت، با سیم خاردار متوقف نمی‌شود؛ صبوری، در سال‌های سخت معنا پیدا می‌کند و ایستادگی، آن‌جاست که همه چیز برای شکستن انسان فراهم شده باشد. سالروز ورود آزادگان، روز تبریک یک بازگشت تاریخی نیست؛ روز تجدید عهد با نسلی است که بهای آزادی را با رنج، صبر و ایستادگی پرداخت. امروز باید سر تعظیم فرود آورد برابر آزادگانی که ماندند و شکست نخوردند و برابر شهدای غریبی که رفتند، اما نگذاشتند پرچم غیرت و آزادگی بر زمین بماند. آنان اسیر شدند، اما تسلیم نشدند؛ دور ماندند، اما از وطن جدا نشدند؛ شکنجه شدند، اما شکسته نشدند؛ و آنان که در اسارت به شهادت رسیدند، نشان دادند که گاهی آزادی، از آخرین نفس انسان آغاز می‌شود. یاد آزادگان سرافراز گرامی و یاد شهدای غریب در اسارت، جاودانه باد. جعفرزارعی