به گزارش جهانی پرس؛ معصومه رضائیان کارشناس رسانه نوشت : امنیت، از اساسیترین شاخصهها و نیازهای بشری، همواره در کانون توجه دولتها و جوامع قرار داشته است. در شرایطی که تهدیدهای نظامی و فشارهای سیاسی-اقتصادی علیه یک کشور افزایش مییابد، فضای سیاسی و رسانهای به شدت ملتهب شده و هر پیام، خبر یا تصویری که منتشر میشود، میتواند بر افکار عمومی و محاسبات طرفین درگیر تأثیر عمیقی بگذارد. این تأثیرگذاری، نشر اطلاعات را به یکی از بازیگران اصلی در معادله امنیت ملی تبدیل میکند؛ عاملی که میتواند هم در شکلدهی به افکار عمومی نقش ایفا کند و هم به عنوان بخشی از معادله بازدارندگی یا تحریک به درگیری عمل نماید. مارک پالمر، در تحلیل خود از روابط ایران و آمریکا، صراحتاً با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده است. او ایران را به دلیل وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز، قدرتی کممانند در منطقه غرب آسیا و نظام بینالملل توصیف میکند. پالمر بر این باور است که تنها راه مؤثر برای مبارزه با نظام جمهوری اسلامی، پیگیری مکانیسمهای جنگ نرم و استفاده از تکنیکهای عملیات روانی تبلیغاتی است. او سه تاکتیک کلیدی را در این زمینه برمیشمارد: دکترین «مهار» (Containment): تلاش برای محدود کردن قدرت نفوذ و تواناییهای ایران. «نبرد رسانهای» (Media Warfare): استفاده از رسانهها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تحریف واقعیتها. «ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانیهای مدنی» (Organizing and Supporting Civil Disobedience): تشویق و حمایت از اعتراضات داخلی در ایران. بر اساس این تحلیل، محوریت رسانه در برقراری امنیت، به ویژه در قالب جنگ نرم، مورد تأکید قرار میگیرد. نشر اطلاعات، به معنای انتشار آگاهانه یا ناخواسته دادهها، اخبار و تحلیلها به سطح عمومی است. این فرآیند، به ویژه در زمان بحرانهای اجتماعی و نظامی، میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند در خدمت «قدرت نرم» (Soft Power) قرار گیرد. قدرت نرم و توانایی مدیریت افکار عمومی، میتواند به اندازه توان نظامی از اهمیت بالایی برخوردار باشد. اگر تصور کنیم جنگ سخت در راه است، عبور از مرحله جنگ نرم و مدیریت اطلاعات، امری ضروری است. اطلاعرسانی هدفمند میتواند به عنوان یک تاکتیک بازدارنده مؤثر عمل کند. زمانی که یک کشور، توانمندیها، خطوط قرمز و پیامدهای احتمالی اقدامات طرف مقابل را به صورت حسابشده و از طریق رسانهها منتشر میکند، این پیامها میتوانند بر محاسبات سیاسی و نظامی طرف مقابل اثر گذاشته و از بروز درگیری جلوگیری نمایند. مثال تاریخی: در دوران جنگ ایران و عراق، انتشار اخبار مربوط به پیشرفتهای جبههها یا رونمایی از تجهیزات نظامی، نه تنها در تقویت روحیه داخلی مؤثر بود، بلکه بر ارزیابی دشمن از توان رزمی ایران نیز تأثیر میگذاشت. ایالات متحده نیز در بحرانهای مشابه در غرب آسیا، سابقه استفاده از انتشار گزینشی اطلاعات را برای شکلدهی به فضای روانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی داشته است. با وجود فواید یاد شده، نشر اطلاعات بدون کنترل و به صورت بیحساب و کتاب، میتواند به پیامدهای ناگواری چون آشفتگی افکار عمومی ناشی از انتشار اخبار ضد و نقیض یا نادرست و سردرگمی و نگرانی جامعه منجر شود. همچنین قدرت شبکههای اجتماعی در انتشار سریع و گسترده شایعات، کنترل آن را بسیار دشوار میسازد و میتواند به سرعت بر تصورات عمومی اثر بگذارد. در نتیجه نشر اطلاعات در آستانه تحولات، ابزاری دو لبه است. اگر از آن هوشمندانه، مسئولانه و در چارچوب منافع ملی استفاده شود، میتواند در خدمت بازدارندگی، انسجام داخلی و مدیریت بحران قرار گیرد. اما بیدقتی در مدیریت آن، ممکن است به تشدید درگیری و آسیب به امنیت ملی منجر شود.
گزارش تازه · اخبار روز
قدرت نرم و مدیریت بحران
چگونه مدیریت صحیح اطلاعات در شرایط حساس میتواند به عنوان ابزار بازدارندگی عمل کند؟


دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است.
دیدگاه شما
دیدگاه پس از بررسی تحریریه منتشر میشود. ایمیل شما عمومی نمایش داده نمیشود.