به گزارش خبرنگار جهانی پرس؛ معصومه رضائیان طی یادداشتی نوشت: وقتی دشمنان، سحرگاه بیست و سوم خرداد به خاک ایران تجاوز کردند، تصور نمی‌کردند چند ساعت بعد پاسخی کوبنده و فراتر از پیش‌بینی اتاق‌ عملیاتیشان دریافت کنند. جنگ تحمیلی 12 روزه با همه تلخی‌هایش به دشمنان ایران اسلامی فهماند که وقتی از توان بازدارندگی سخن به میان می‌آید عمق معنا تا کجاست؟ این جنگ تحمیلی، نخستین صحنه‌ عینی و عملیاتی از توان موشکی جمهوری اسلامی بود که به گفته کارشناسان بیش از ۵۰۰ فروند موشک بالستیک با بردها، دقت‌ها و توانمندی‌های گوناگون روانه تأسیسات و زیرساخت‌های دشمن صهیونیستی شد و به حامیان و متحدانش فهماند که ادامه شرارت، بهای سنگین‌تری خواهد داشت. رگبار بی‌امان موشک‌های ایرانی، طی 12 روز مقاومت همچنین توازن قدرت را در منطقه به چالش کشید و گزینه آتش‌بسِ بدون دستاورد را روی میز متجاوزان گذاشت. اکنون حرف از مذاکره زمانی به میان آمده که هنوز چهلم شهدای این تهاجم نرسیده و داغ‌ها بر سینه‌ ملت ایران سنگینی می‌کند و این مردم تجربه‌های تلخ مذاکره اروپا و غرب را در ذهنهای خود مرور می‌کنند که پای توافق نشستند و آن را امضا کردند، حالا مکانیسم ماشه را چماقی علیه ملت ایران کرده‌اند. به قول عراقچی رئیس دستگاه دیپلماسی ملت ایران وسط مذاکره بود که با گزینه نظامی مواجه شد و این یک خیانتی بود که آمریکایی‌ها در حق دیپلماسی جهانی انجام دادند. اکنون نیز اگر آمریکایی‌ها اصرار بر بازگشت به میز مذاکره دارند، طبیعی است که باید ما را متقاعد کنند در صورتی که پشت میز مذاکره چیزی که خواستند را به دست نیاوردند به سمت گزینه نظامی نخواهند رفت. واقعیت این است که ایران اسلامی پس از این 12 روز، وارد مرحله تازه‌ای از مقابله با تهدیدات شده است. تهران اعلام کرده به‌رغم اینکه کوچکترین اعتمادی به دولت آمریکا ندارد، اما بررسی پیام‌ها برای از سرگیری مذاکرات را در دستور کار دارد. آمریکایی‌ها خود براین امر واقفند که ملت ایران به واسطه زور، ذره‌ای از حقوق بین‌‌المللی خود کوتاه نمی‌آید، همانگونه که جیک سالیوان مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا اذعان کرده که ایران به دنبال تحقق حق خود در غنی‌سازی هسته‌ای تحت نظارت و مقررات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود و در مسیر دیپلماسی قرار داشت، اما ترامپ این را نپذیرفت و همین منجر به بن‌بست و تقابل میان ۲ طرف شد و اکنون نمی‌توان انتظار داشت ایران پس از آنکه هدف حمله واقع شده، به این زودی‌ها به میز مذاکره بازگردد. آنچه مسلم است مذاکره در ذات خود نه صرفاً میزی برای گفت‌وگو که نوعی رقابت بر سر منافع است. امروزه دشمنان ملت ایران با طرح موضوع مذاکره، جبهه‌ای جدید در برابر ایران اسلامی گشوده‌اند؛ جبهه‌ای که در باطن خود میدان نبردی پیچیده و چندلایه دارد. در این میدان، شناخت دقیق از حقوق بین‌الملل و تسلط بر اصول و فنون مذاکره، نه‌تنها ضروری بلکه حیاتی است؛ چرا که تنها با چنین شناختی می‌توان از حقوق مشروع ملت ایران به‌درستی دفاع کرد و از مواضع اصولی عقب ننشست. مذاکره امروز ادامه همان نبرد ترکیبی است که در آن عملیات‌های فریب، بازی‌های روانی، فشارهای دیپلماتیک و رسانه‌ای و تهدیدات نظامی و اقتصادی همزمان به کار گرفته می‌شود. ما باید مذاکره را نه به‌عنوان عقب‌نشینی یا ضعف، بلکه به‌مثابه عرصه‌ای برای تثبیت منافع ملی، حقوق هسته‌ای و تقویت جایگاه کشور در معادلات بین‌المللی تلقی کنیم که هوشمندی در تحلیل رفتار طرف مقابل و انسجام داخلی، مؤلفه‌هایی کلیدی برای پیروزی در این میدان‌ هستند. در نهایت، همان‌گونه که در میدان نبرد نظامی نیاز به مقاومت، استراتژی و شجاعت است، در میدان مذاکره نیز باید با صلابت، تدبیر و بصیرت حضور یافت؛ چرا که سرنوشت کشور نه فقط در صحنه‌های جنگ فیزیکی و تسلیحاتی، بلکه پشت درهای بسته و میزهای مذاکره نیز رقم می‌خورد.