به گزارش جهانی پرس؛ مریم امیدی- بعضی آدم‌ها در لحظه‌هایی از تاریخ دیده نمی‌شوند؛ اما اگر نباشند، تاریخ به شکل دیگری رقم می‌خورد. مردانی که سهمشان از دفاع، سکوتِ سنگرها و مواضع، شب‌های بیداری و ایستادن در جایی است که فاصله میان انجام وظیفه و شهادت، گاه به اندازه یک لحظه است. شهیدان ارتش جمهوری اسلامی ایران که پای لانچرهای پهپادهای آرش به سعادت شهادت رسیدند، از همین مردان بودند؛ سربازانی که مأموریتشان دفاع از ایران بود و در حساس‌ترین لحظه، پای عهد خود ایستادند. «آرش» برای ایرانیان نامی آشناست؛ نام کمانداری که در روایت‌های کهن، جان خود را در تیر نهاد تا مرزهای ایران را تعیین کند. امروز این نام بر پهپادی نشسته که بخشی از توان دفاعی کشور است؛ اما معنای عمیق‌تر آن را باید در انسان‌هایی جست‌وجو کرد که کنار لانچرها ایستادند و دانستند ممکن است این مأموریت، آخرین مأموریت زندگی‌شان باشد. آن‌ها پیش از هر چیز سرباز بودند؛ سربازانی که برایشان دفاع از وطن، یک شعار نبود؛ وظیفه‌ای بود که باید تا آخرین لحظه انجام می‌شد. تصویر آن روزها، مردانی را به یاد می‌آورد که دل به خدا سپرده بودند و خود را برای سخت‌ترین احتمال آماده کرده بودند؛ با وضو و غسل شهادت، با توسل و یاد شهدا، و با قلبی که میان خانه و میدان، راه دشوار انتخاب را پیموده بود. در چنین لحظه‌ای، فاصله میان یک انسان و اسطوره چندان زیاد نیست. اسطوره‌ها در کتاب‌ها می‌مانند، اما سربازان در میدان، افسانه را به واقعیت تبدیل می‌کنند. آرش تیر خود را برای ایران رها کرد؛ این مردان اما جان خود را در راه همان ایران گذاشتند. اما شهادت آن‌ها فقط یک واقعه نظامی نیست. پشت هر نامی که بر سنگ مزار یک شهید نوشته می‌شود، خانه‌ای وجود دارد؛ مادری، همسری، فرزندی و صندلی‌ای که از آن پس، بیش از همیشه به چشم می‌آید. برای خانواده شهید، جنگ در همان لحظه‌ای که خبر شهادت می‌رسد تمام نمی‌شود؛ تازه شکل دیگری آغاز می‌کند. سال‌های نبودن، خاطراتی که کهنه نمی‌شوند و جای خالی مردی که دیگر از در وارد نخواهد شد. شاید مردم، امنیت را زمانی بهتر درک کنند که بدانند آرامش یک شب معمولی، برای کسانی حاصل شده که خودشان آن شب را به صبح نرسانده‌اند. این، حقیقت پنهان بسیاری از روزهای آرام ماست. در ارتش، نسل‌های مختلفی از مردان ایران، همین مسئولیت را بر دوش کشیده‌اند؛ در زمین، دریا و آسمان. برخی نامشان در تاریخ ماند، برخی کمتر شناخته شدند، اما همه در یک نقطه مشترک بودند: دفاع از سرزمینی که خانه همه ماست. شهیدان پای لانچرهای پهپادهای آرش نیز بخشی از همین تاریخ‌اند؛ مردانی که در لحظه آزمون، میان جان خود و مسئولیتی که پذیرفته بودند، دومی را انتخاب کردند. امروز، نام آنان فقط برای یک مراسم یا یک قاب یادبود نیست. یادشان باید یادآور این حقیقت باشد که استقلال و امنیت یک کشور، حاصل تصمیم‌ها و فداکاری‌های انسان‌هایی است که اغلب در سکوت کار می‌کنند و وقتی لحظه آخر فرا می‌رسد، بی‌سروصدا بهای آن را می‌پردازند. آن‌ها کنار لانچرهای پهپادهای آرش ایستادند؛ برای دفاع از ایران. و شاید زیباترین تعبیر برای پایان قصه‌شان همین باشد: آرش، تیر خود را به دوردست‌ترین مرزهای ایران رساند؛ این مردان، نام ایران را تا بلندای آسمان بردند. یادشان بماند؛ برای ایران، برای خانواده‌هایشان و برای نسلی که باید بداند آرامش امروز، بی‌هزینه به دست نیامده است.