به گزارش جهانی پرس از فارس، مقام معظم رهبری در توصیف ایشان می‌فرمایند: «خدای متعال یک قالب خوبی در آقای طالقانی متجلّی کرده بود؛ یک انسان صریح، باصفا، باصداقت.» این جمله، نه فقط یک توصیف شخصی، بلکه یک معیار است برای سنجش آنچه امروز از روحانیت اجتماعی و روشنفکری دینی انتظار داریم. طالقانی، اهل فکر نو بود؛ اما نه از آن جنس روشنفکری که در ایوان تماشا می‌نشیند و از میدان عمل فاصله می‌گیرد. او با قرآن و نهج‌البلاغه زیست می‌کرد، اما درد مردم را نیز با گوشت و پوست حس می‌کرد. همان‌طور که رهبر انقلاب اشاره می‌کنند، «خیلی‌ها روشنفکر بودند اهل مبارزه نبودند؛ روشنفکر دینی هم بودند اهل مبارزه نبودند... اما آقای طالقانی نه، اهل عمل بود؛ یعنی توی میدان بود، احساس درد می‌کرد حقیقتاً.» در روزگاری که بسیاری از نخبگان در برابر قدرت‌ها و ظواهر، دچار تزلزل می‌شدند، طالقانی با اعتماد به نفس و اتکای به خدا، ایستاده بود. خاطره حضور ایشان در دادگاه تجدید نظر، که با بی‌اعتنایی تمام از معرفی خود امتناع کرد و گفت «خب من را که می‌شناسید، من محمود طالقانی‌ام»، نمادی از همین روحیه است؛ روحیه‌ای که نه از سر غرور، بلکه از ایمان به حقیقت و بی‌نیازی از تأیید قدرت‌ها نشأت می‌گرفت. اما شاید مهم‌ترین ویژگی طالقانی، همان باشد که رهبر انقلاب به آن اشاره می‌کنند: «تواضع در برابر امام». این تواضع، نه از جنس تعارفات سیاسی، بلکه از جنس فهم عمیق نسبت به جایگاه رهبری و ضرورت وحدت در مسیر انقلاب بود. امروز، در سالگرد وفات این مرد بزرگ، وظیفه ما تنها تجلیل نیست؛ بلکه بازخوانی صادقانه نسبت‌های واقعی او با انقلاب است. همان‌طور که مقام معظم رهبری هشدار می‌دهند: «نگذارید نام و خصوصیّات ایشان فراموش بشود و نسبت‌های واقعی ایشان با انقلاب، تبدیل بشود به نسبت‌های غیر واقعی.» آیت‌الله طالقانی، نه فقط یک چهره تاریخی، بلکه یک معیار زنده برای سنجش صداقت، شجاعت، و تعهد اجتماعی در زیست دینی ماست. یادش گرامی، راهش روشن و پر رهرو باد؛ البته مسئولیت ما در حفظ میراث فکری و اخلاقی‌اش، همچنان پابرجاست. "سیدمحسن سیدمیرزائی"