به گزارش جهانی پرس، سارا صادقی- فیلم با ایده‌ای بالقوه تأثیرگذار پیش می‌رود، اما مشکل اصلی نه در موقعیت مکانی که در پرداخت درام است. ورود نوزاد به قصه اگرچه ضرباهنگ فیلم‌نامه را برای مدتی بالا می‌برد، اما این عنصر بیش از آن‌که به یک گره دراماتیک مؤثر تبدیل شود، کارکردی تزئینی پیدا می‌کند. نه تعلیق جدی حول سرنوشت او شکل می‌گیرد و نه حضورش به تحول معناداری در شخصیت‌ها می‌انجامد. حتی جزئیاتی مثل تمیزی همیشگی لباس سفید کودک، در فضایی گل‌آلود و جنگی، ناخواسته از باورپذیری اثر می‌کاهد. چالش جدی‌تر فیلم در دیالوگ‌نویسی است. گفتگوهایی که قرار است لایه‌های انسانی جنگ را آشکار کنند، اغلب به سمت شعارزدگی متمایل می‌شوند. صحنه‌هایی که رزمندگان درباره نام فرزندان آینده‌شان صحبت می‌کنند یا از فداکاری‌های خانوادگی می‌گویند، به‌جای خلق لحظه‌ای صمیمی و تأثیرگذار، حالتی ساختگی پیدا می‌کند. شوخی‌ها نیز عمدتاً فاقد ظرافت‌اند و بیش از آن‌که مخاطب را درگیر کنند، نیازمند توضیح اضافی می‌شوند؛ اتفاقی که ضربه مستقیمی به ریتم و باورپذیری می‌زند. از سوی دیگر، زبان برخی شخصیت‌ها با فضای تاریخی اثر همخوانی ندارد. استفاده از تعابیری امروزی در موقعیتی جنگی و دهه‌شصتی، حس ناهمزمانی ایجاد می‌کند و مخاطب را از فضای ملتهب داستان بیرون می‌کشد. این ناهماهنگی زبانی یکی از ضعف‌های تکرارشونده فیلم است. با این حال، نقطه اتکای «پل» بازی‌هاست. روح‌الله زمانی در نقش موسی، حضوری صادقانه و ملموس دارد. او پیش‌تر در فیلم «آسمان غرب» نیز با عسگری همکاری کرده بود و این‌بار هم توانسته شخصیتی انسانی و قابل همدلی خلق کند؛ کاراکتری که حتی وقتی فیلم‌نامه عمق کافی به او نمی‌دهد، با انرژی بازیگرش زنده می‌ماند. موسی از معدود عناصری است که تماشاگر می‌تواند به او نزدیک شود و دغدغه‌هایش را باور کند. در مجموع، «پل» از نظر فضاسازی و ظرفیت موقعیت تاریخی، پتانسیل بالایی دارد اما در اجرا، به‌ویژه در سطح دیالوگ و پرداخت دراماتیک، اسیر کلیشه و شعار می‌شود. فیلم بیش از آن‌که تجربه‌ای تکان‌دهنده از زیست رزمندگان در هور باشد، به مجموعه‌ای از موقعیت‌های پراکنده تبدیل می‌شود که تنها در لحظاتی کوتاه به عمق می‌رسند.